کی پیچ وخم از طبع هوسناک برآید
این ریشه محال است ازین خاک برآید
این شعر به بیان مفهوماتی همچون تحقق-unقق، پاکی و اثرگذاری احساسات و عواطف انسانی میپردازد. شاعر به طور انتزاعی و استعاری به مسائلی مانند عشق، غم و شادی اشاره میکند و نشان میدهد که چه چیزهایی در زندگی ممکن است بوجود آیند و چه چیزهایی نمیتوانند. به عنوان مثال، اشاره میکند که دل پاک میتواند احساسات شفاف و جویای حقیقت را به وجود آورد، در حالی که غم و اندوه نیز از دل غمناک بروز میکند. همچنین، به این نکته میپردازد که چیزهای ارزشمند نمیتوانند به سادگی از خاک سپید و بیمعنا زاده شوند و تحقق خواستهها و احساسات همیشه نیاز به تلاش و واقعیت دارد. در نهایت، به پوچی و بیمحتوایی برخی از سخنها نیز اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کی پیچ وخم از طبع هوسناک برآید
این ریشه محال است ازین خاک برآید
ازصافی سرچشمه شود آب روان صاف
دل پاک چو گردید نفس پاک برآید
پر نور کند چون نفس صبح جهان را
آهی که به صدق از جگر چاک برآید
بر بیغمی باده انگوردلیل است
اشکی که ز شادی ز رگ تاک برآید
قارون گرانجان سبک از خاک برآمد
تا دانه ما کی ز ته خاک برآید
از گریه گره گر ز رگ تاک شود باز
غم نیز به اشک از دل غمناک برآید
نتوان عرق از سنگ گرفتن به فشردن
ابرام محال است به امساک برآید
کوته بود از دامن رعنایی آن سرو
گر آه جگر سوز به افلاک برآید
صائب سخنی کز دل بی مغز تراود
دودی است که از بوته خاشاک برآید