آن خرمن گل چون ز در باغ درآید
سرو از لب جو چند قدم پیشتر آید
در این شعر، شاعر به زیبایی و لطافت گلها در باغ اشاره میکند و از آنها به عنوان نمادی از عشق و زیبایی یاد میکند. او بیان میکند که حتی اگر به فردوس (بهشت) برود، حسرت و گرفتاریهایی که در قفس دارد را فراموش نمیکند. همچنین، به اهمیت صبر و غم در عشق میپردازد و به بلوغ احساسات انسانی اشاره میکند. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که هنرمندان و افرادی که در جستجوی هنر هستند، باید از دنیا و مشکلات آن آگاه باشند. יש
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن خرمن گل چون ز در باغ درآید
سرو از لب جو چند قدم پیشتر آید
گر در بغل غنچه فردوس درآیم
چون چاک گریبان قفس در نظر آید
با آه جگر سوختگان اشک نباشد
غواص چو تعجیل کند بی گهر آید
هشدار که چون بلبل ما بال فشاند
از صدقفس آواز پروبال برآید
بابی هنران اختر بدکار ندارد
این سنگ برآیینه اهل هنر آید