غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۲۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گر یار ز احوال من آگاه نمی بود

درد من سودازده جانکاه نمی بود

۲

جا در دل او دارم واز من خبرش نیست

ای کاش مرا در دل اوراه نمی بود

۳

از سردی آه است که جان می برم از اشک

می سوخت مرا اشک اگر آه نمی بود

۴

عاشق گهر اشک به دامان که می ریخت

گر دامن اقبال سحرگاه نمی بود

۵

دردست به مقصود رساننده سالک

گر درد نمی بود به حق راه نمی بود

۶

در قبضه آه است کلید در مقصود

ای وای به من صائب اگر آه نمی بود

بازگشت به سروده‌های صائب