از دست رود خامه چو نام تو نویسند
پرواز کند دل چو پیام تو نویسند
این شعر به بیان عشق و محبت میپردازد و اشاره به قدرت و زیبایی نام و وجود معشوق دارد. شاعر از جاذبههای عاطفی و معنوی که در نام و یاد معشوق نهفته است، سخن میگوید. او اعتراف میکند که هیچ چیزی نمیتواند زیبایی چهره و نام معشوق را ترسیم کند و آن را توصیف کند. همچنین به این نکته اشاره میکند که عشق او آنقدر عمیق و پرشور است که هر یک از احساسات و کلماتش در پی رسیدن به معشوق و ابراز عشق به اوست. در نهایت، شاعر به پیوند عمیق عشق و تسلیم به زیبایی و محبت اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از دست رود خامه چو نام تو نویسند
پرواز کند دل چو پیام تو نویسند
حرزی که بردزنگ ز آیینه دلها
از روی خط غالیه فام تو نویسند
در حوصله دفتر افلاک نگنجد
گرشمه ای از ماه تمام تو نویسند
چون شهپر جبریل برافلاک کند سیر
برصفحه هر دل که کلام تو نویسند
نه ماه فلک سیرم ونه مهر جهانتاب
تا بوسه من برلب بام تو نویسند
چون سبزه تو سنگ ز تمکین تو مانند
گر حشر شهیدان بخ خرام تو نویسند
شرط است که از هر دوجهان دست بشوید
سیرابی هرکس که به جام تو نویسند
عشاق به امید نگاه غلط انداز
در نامه اغیار سلام تو نویسند
در بیضه ز بال وپرخودنغمه سرایان
صدنامه سربسته به دام تو نویسند
صائب به شکر ریزی تسلیم شکر کن
از قسمت اگر زهربه جام تو نویسند