حکم است که کار شب آدینه بسازند
کار خرد از باده دیرینه بسازند
این شعر به نقد و بررسی وضعیت انسانها و شرایط اجتماعی میپردازد. شاعر از طریق تصاویری مانند دریا و حباب، به محدودیتها و کمبودهایی که افراد در درک ارزشها دارند اشاره میکند. او بر لزوم به جای نهادن زینتهای ظاهری و تلاش برای ساختن ارزشهای واقعی تأکید میکند. در این مسیر، سخنرانیهای تکراری و بیمحتوا را محکوم کرده و از ناامیدی برای عدم وجود چیزهای باارزش در جامعه صحبت میکند. شاعر از منبع مهر و دوستی در دل انسانها میگوید و تأکید میکند که نباید دلها را با کینه پر کرد. همچنین او به این مسأله اشاره میکند که زیبایی واقعی را باید در عمق و درون انسان جستجو کرد و نه در ظواهر.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حکم است که کار شب آدینه بسازند
کار خرد از باده دیرینه بسازند
دریا به نظر تنگتر از چشم حباب است
کم ظرف کسانی که به گنجینه بسازند
خوش وقت گروهی که ز اسباب تعلق
چون نافه به یک خرقه پشمینه بسازند
این قوم خودآرا که کنون برسردستند
وقت است نگین خوداز آیینه بسازند
گنجینه دل را که پی گوهر مهرست
حیف است که پراز خزف کینه بسازند
واعظ تو همان در درک الاسفل جهلی
بهرتو اگرمنبر صد زینه بسازند
امسال گلی برسربازار نیامد
مرغان به همان مستی پارینه بسازند
جز صورت قاتل نکندعکس پذیری
از سنگ مزارم اگرآیینه بسازند
صائب دل او صاف شداز ناله گرمم
از سنگ بودرسم که آیینه بسازند