کیفیت می زاهد فرزانه نداند
تا سرنکند در سرپیمانه نداند
این شعر به بررسی پیچیدگی و عمق احساسات انسانی و عشق میپردازد. شاعر از زاهدان و افرادی که تنها به ظواهر میپردازند انتقاد میکند، چرا که آنها از احساسات واقعی و معنوی غافلاند. او به تضاد میان عشق و دین اشاره میکند و نشان میدهد که درک واقعی عشق و زندگی مستلزم تجربه و احساس عمیق است. همچنین، شاعر به محدودیتهای عقل و درک در مواجهه با عشق اشاره کرده و بیان میکند که افرادی که به ظاهر چیزها مینگرند، نمیتوانند عمق معنی و احساس واقعی را درک کنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کیفیت می زاهد فرزانه نداند
تا سرنکند در سرپیمانه نداند
زاهد که بود خشک تر از دانه تسبیح
حق نمک گریه مستانه نداند
در کعبه ام ویاصنم آید به زبانم
سرگرم جنون کعبه وبتخانه نداند
عمری است سراسر رو آن کوچه زلف است
چون موی به موحال دلم شانه نداند
با آن که دوصد میکده پرداخته ماست
می خوردن ما را لب پیمانه نداند
آن بلبل مستم که اگر در شکن دام
در بال گره افتدش ار دانه نداند
شوخی که ندارد نگه گرم به عاشق
شمعی است که دل سوزی پروانه نداند
هر کس به سخن خویش نزدیک ندارد
صائب مزه معنی بیگانه نداند