یوسف شود آن کس که خریدار تو باشد
عیسی شود ان خسته که بیمارتو باشد
این شعر به زیبایی عشق و محبت عمیق به محبوب را به تصویر میکشد. شاعر به ویژگیها و صفات مختلفی اشاره میکند که موجب جذابیت و ارزشمندی محبوب شده است. او عشق را مانند یک گنجینه میداند که اسرار و زیباییهای زیادی در آن نهفته است. همچنین، با توصیفاتی چون خریدار، بیمارت و درخواست کننده، حالاتی از اشتیاق و نیاز به محبوب را نشان میدهد. هر بیت بیانگر حالتی از عشق و دلدادگی است که بر خواست و انتظار عاشق از محبوب تأکید دارد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که اگر کسی بتواند از خود بگذرد و به محبوب نزدیک شود، میتواند به آرامش و کمال دست یابد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یوسف شود آن کس که خریدار تو باشد
عیسی شود ان خسته که بیمارتو باشد
گر خاک شود سرمه خاموشی سیل است
آن سینه که گنجینه اسرار تو باشد
چون برق سبکسیر بود شمع مزارش
هر سوخته جانی که طلبکار تو باشد
هر چاک قفس از تو خیابان بهشتی است
خوش وقت اسیری که گرفتارتو باشد
سیلاب قیامت به نظر موج سراب است
آن را که نظرواله رفتار تو باشد
بر چهره گل پای چوشبنم نگذارد
آن راهروی را که به پاخار تو باشد
خوابی که به از دولت بیدار توان گفت
خوابی است که در سایه دیوارتو باشد
از چشمه خورشید جگر سوخته آید
هر دیده که لب تشنه دیدارتو باشد
در رشته کشد گوهر خورشید نگاهش
چشمی که به رخسار گهربارتو باشد
صائب اگر از خویش توانی بدر آمد
این دایره ها نقطه پرگار تو باشد