دل سخت چو گردید نصیحت نپذیرد
سنگ از قدم راهروان نقش نگیرد
این شعر به بیان وضعیت دل سخت و بیتابی عاشقان میپردازد. شاعر میگوید که دلهایی که سخت و سنگی شدهاند، نصیحت را قبول نمیکنند و همچون سنگ، تاثیری نمیپذیرند. تنها چیزی که در آینه دل عاشقان دیده میشود، تصویر آرزوهاست و دل داغدار نمیتواند از آتش عشق آرامش یابد. همچنین، شاعر به زیباییهای عشق و تأثیرات آن اشاره میکند و تأکید میکند که دل عاشقانی که از عشق الهام گرفتهاند، از زندگی واقعی زنده خواهند ماند. در انتها، شاعر به اندیشهها و اعتقادات افرادی از صوفیگری و مریدی میپردازد که به تنهایی از آموزههای پیران استفاده نمیکنند و در پی تأثیرات عمیقتر زندگی هستند. در نهایت، این شعر از تأثیر عشق و زیبایی بر دل انسانها سخن میگوید و نقش مهمی که آگاهی و درک در آن دارند را متذکر میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل سخت چو گردید نصیحت نپذیرد
سنگ از قدم راهروان نقش نگیرد
فریاد که جز عکس مراد آینه ما
از ساده دلی صورت دیگر نپذیرد
سوزددل عشاق فزون شعله آواز
در سوخته آتش نتواند که نگیرد
از آب شود آتش یاقوت فروزان
از مهر دل هر که شود زنده نمیرد
رنگین مکن از باده لعلی رخ محجوب
کاین آینه از آب گهر زنگ پذیرد
برسنگ زند گوهر بی قیمت خود را
هرکس که ازین سنگدلان گوشه نگیرد
حیران جمال تو چو آیینه تصویر
گر آب شود صورت دیگر نپذیرد
در دعوی تجرید مریدی که تمام است
همت گه درمانگی از پیر نگیرد
هر جا که شود خامه صائب گهرافشان
دریا ز صدف گوش محال است نگیرد