غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۳۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

کو عشق که دودم ز دل تنگ برآرد

این سوخته تخم از جگر سنگ برآرد

۲

دنباله‌رو محمل او را چه بود حال

جایی که جرس ناله به فرسنگ برآرد

۳

این نقش که زد ساعد سیمین تو برآب

از دست تو دل کس به چه نیرنگ برآرد

۴

تدبیر من آهنگ زمین بوس تو دارد

تا پرده تقدیر چه آهنگ برآرد

۵

پیمانه چو پروانه به گرد تو زند بال

از آتش می روی تو چون رنگ برآرد

۶

تاب سخن تلخ ندارد دل نازک

این آینه از آب گهر زنگ برآرد

۷

صائب شرر جان چه کند در تن خاکی

چون شعله نفس در جگر سنگ برآرد

بازگشت به سروده‌های صائب