غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۲۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

با عشق انتقام توان ز آسمان کشید

نتوان به زور بازوی عقل این کمان کشید

۲

دیگر چه لازم است که مشق جنون کند

دیوانه ای که خط به سواد جهان کشید

۳

با خامشی بساز که تلخی نمی کشد

این شهد را کسی که به کام وزبان کشید

۴

دیوان عاشقان به قیامت نمی کشد

خط انتقام ما ز رخ دلستان کشید

۵

گرد کدورتی که ز اغیار داشتم

دیوار در میان من ودلستان کشید

۶

شد کند از ملایمت من زبان خصم

دندان مار را به نمد می توان کشید

۷

صائب بغیر گوشه دل نیست در جهان

امروز گوشه ای که نفس می توان کشید

بازگشت به سروده‌های صائب