غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۰۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در دل کسی که راه هوا وهوس دهد

آیینه را به دست پریشان نفس دهد

۲

تاوان عمر رفته ز گردون توان گرفت

گر آب رفته ریگ روان بازپس دهد

۳

غافل ز حال گوشه نشینان کجا شود

آن کس که آب ودانه به مرغ قفس دهد

۴

از غفلت است ریشه دواندن به مغز خاک

در گلشنی که غنچه صدای جرس دهد

۵

ای غیر، عرض داغ به روشندلان مده

کاین قلب اگر به کور دهی باز پس دهد

۶

از جسم نیست ذوق سفر جان خسته را

چون مرغ پر شکسته که تن در قفس دهد

۷

صائب کشیده دار سگ نفس را عنان

این گرگ را برای چه عاقل مرس دهد

بازگشت به سروده‌های صائب