برقم ز خرمن از دل بیتاب می جهد
نبضم ز تاب دردچو سیماب می جهد
در این شعر، شاعر احساسات عمیق و درونی خود را بیان میکند. او از ناآرامی و تپش قلبی که به خاطر دلتنگی و درد درونش دارد صحبت میکند. او به خواب آرام اشاره میکند که ندارد و در این بیقراری، مانند کودکی از خواب بیدار میشود. همچنین شاعر به قناعت اشاره کرده و از پرهیز از آن میگوید. انتظار برای دیدار محبوب او را نیز نگران و بیقرار کرده است. در نهایت، او به خداوند دعا میکند تا در برابر حوادثی که بر او میگذرد، یاری دهد. شعر نشاندهنده احساساتی از قبیل ناامیدی، انتظار و درد است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
برقم ز خرمن از دل بیتاب می جهد
نبضم ز تاب دردچو سیماب می جهد
آرام رابه خواب نبیند، به مرگ هم
طفلی که از خروش من از خواب می جهد
پهلو ز بوریای قناعت تهی مکن
برق از سحاب بستر سنجاب می جهد
بازآکز انتظار تو هر شب هزار بار
چشم امیدواریم از خواب می جهد
صائب رضا به حادثه آسمان بده
این خار کی ز آفت سیلاب می جهد