غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۹۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

پایندگی به زور میسر نمی‌شود

آب خضر نصیب سکندر نمی‌شود

۲

هر موج می کلید در باغ تازه‌ای است

کیفیت شراب مکرر نمی‌شود

۳

دل را نگشت مانع رفتن غبار جسم

از گرد راه، سیل به لنگر نمی‌شود

۴

آزادگان ز چرخ شکایت نمی‌کنند

از بار دل ملول صنوبر نمی‌شود

۵

آسوده است پرده شرم از نگاه گرم

آتش حریف بال سمندر نمی‌شود

۶

از ریگ تشنگی نبرد موجه سراب

از سیم و زر حریص توانگر نمی‌شود

۷

کی آب ایستاده به آب روان رسد

آیینه با رخ تو برابر نمی‌شود

۸

صائب چو موج هرکه ز جان دست را نشست

در بحر بی‌کنار شناور نمی‌شود

بازگشت به سروده‌های صائب