روشن دلم ز باده گلفام می شود
ظلمت برون ز خانه به گلجام می شود
این شعر به توصیف حالتهای روحی و عاطفی شاعر میپردازد. شاعر از تاثیر شراب بر دل روشن و شاداب خود میگوید و بیان میکند که ظلمت و غم از خانهاش دور میشود. او به تفاوت بین زیبایی و غم اشاره میکند و از وضعیت دلش مینالد که با غم و اندوه پر شده است. همچنین، شاعر به مفهوم راهی که به معبود و حقیقت میرسد، و تلاش انسان برای پیدا کردن هدف و مقصود زندگی اشاره میکند. در نهایت، او بر اهمیت توکل و اعتماد در زندگی تأکید دارد و یادآوری میکند که دل آرامش مییابد وقتی به اوضاع و احوال خود قانع شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روشن دلم ز باده گلفام می شود
ظلمت برون ز خانه به گلجام می شود
هر گلشنی که هست در او دور باش منع
بر بلبل آشیان قفس ودام می شود
از همدمان شود دل پر خون سبک ز غم
دل شیشه را تهی ز لب جام می شود
لبهای خامش است در رزق را کلید
محروم بیش سایل از ابرام می شود
از مهر وماه نعل فلکها در آتش است
تا صبح راست کرد نفس، شام می شود
گردید دل ز چشم پریشان نظر، سیاه
روشن اگر چه خانه ز گلجام می شود
زنگ از دل سیه به نصیحت نمی رود
عنبر ز جوش بحر فزون خام می شود
عیسی به چرخ سود سر از پشت پا زدن
این راه دور قطع به یک گام می شود
آن را که شوق کعبه مقصد دلیل شد
چشم سفید جامه احرام می شود
موج سراب سلسله جنبان تشنگی است
حسرت فزون ز نامه و پیغام می شود
آن را که بادبان عزیمت توکل است
موج خطر سفینه آرام می شود
بر ساده لوحی آن که کند پشت چون عقیق
عالم سیه به دیده اش از نام می شود
صائب نمی شود دهنش تلخ از خمار
قانع ز بوسه هر که به پیغام می شود