از یاد وصل، دیده من سیر میشود
مهتاب در پیاله من شیر میشود
این شعر به توصیف احساسات و وضعیت انسانی در مواجهه با عشق و زندگی میپردازد. شاعر از یاد وصال و دلتنگی سخن میگوید و از لحظاتی که شادیها زودگذر هستند. او به ظلم و ستم اشاره میکند و بیان میکند که برخی افراد با گناهان خود گرفتار میشوند. همچنین، در مورد تأثیر تقدیر بر زندگی انسان و ندامت از اعمال گذشته صحبت میکند. شاعر به اهمیت جهاد نفس و تلاش در زندگی اشاره دارد و در نهایت به گریه و حزن از گذر زمان و دنیای فانی میپردازد. شعر به طور کلی نمایانگر تفکرات عمیق انسانی در مورد عشق، زمان و تقدیر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از یاد وصل، دیده من سیر میشود
مهتاب در پیاله من شیر میشود
هرگز به سوی خویش نمیبینی از حجاب
در خلوت تو آینه دلگیر میشود
دور نشاط زود به انجام میرسد
می چون دو سال عمر کند پیر میشود
ظالم به مرگ دست نمیدارد از ستم
آخر پر عقاب پر تیر میشود
آن را که روزگار نگیرد به هر گناه
چون جمع شد گناه، خداگیر میشود
از چشم آهوانه لیلی حذر کند
مجنون اگرچه در دهن شیر میشود
تدبیر بنده سایه تقدیر ایزدست
ورنه کدام کار به تدبیر میشود
اشک ندامت تو به دامن نمیرسد
هرچند بیشتر ز تو تقصیر میشود
طومار شکوه تو به افلاک میرسد
یک لحظه روزی تو اگر دیر میشود
چون آفتاب، فکر من آفاق را گرفت
حسن غریب زود جهانگیر میشود
نتوان گذشتن از دو جهان بیجهاد نفس
این راه دور قطع به شمشیر میشود
صائب به گریه گرد برآورد از جهان
سیل بهار را که عنانگیر میشود