سرو این چنین ز شرم تو گر آب می شود
طوق گلوی فاخته گرداب می شود
در این شعر، شاعر از زیبایی و تاثیرات احساسات عاشقانه صحبت میکند. او به شرم و حیا اشاره میکند که مانند آب شدن سروها در برابر عشق رخ میدهد. با ورود تصویر معشوق به آینه، زیبایی مهتاب بر بام آینه نمایان میشود. همچنین، شاعر به نعمتهای ناشی از عشق اشاره میکند که میتواند خواب و خوراک را در نظر بگیرد، اما در حقیقت به عبادتی معنوی تبدیل میشود. در نهایت، تشنگی آبی که در جستجوی حقیقت زندگی است، به آرامش و سیرابی میانجامد. در کل، شعر بازتابی از عشق، زیبایی و جستجوی حقیقت است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سرو این چنین ز شرم تو گر آب می شود
طوق گلوی فاخته گرداب می شود
عکس تو چون به خانه آیینه می رود
در پشت بام آینه مهتاب می شود
شبنم گل از مشاهده آفتاب چید
دولت نصیب دیده بیخواب می شود
چون نخل موم، توبه پا در رکاب ما
از روی گرم ساغر می آب می شود
نسبت به شغل بیهده ما عبادت است
از عمر آنچه صرف خور و خواب می شود
لب تشنه ای که صدق طلب خضر راه اوست
صائب ز ریگ بادیه سیراب می شود