پهلوی چرب، دشمن روشن گهر شود
ماه تمام، دنبه گداز از نظر شود
در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود سخن میگوید. او به تضاد روشنایی و ظلمت، عشق و درد، و تأثیرات احساسات بر زندگی اشاره میکند. شاعر میگوید که نالهها و گریههای او در این دنیا بیفایده است و اینکه گاهی زیباییها و عشقها تحت تأثیر مشکلات و غمها قرار میگیرند. او به زیبایی و سرسبزی گلها و بیتهای غمگین اشاره میکند و در نهایت به تشنگی و نیاز به عشق و آرامش اشاره دارد که همیشه بیشتر از قبل احساس میشود. این شعر نمایشدهندهی جستجوی معنا و لذت در زندگی در میان درد و رنج است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پهلوی چرب، دشمن روشن گهر شود
ماه تمام، دنبه گداز از نظر شود
یک ناله چون سپند نداریم بیشتر
انصاف نیست ناله ما بی اثر شود
قمری ز طوق حلقه کند نام سرو را
در گلشنی که قامت او جلوه گر شود
چشمی که هست شور قیامت فسانه اش
کی از تپیدن دل ما باخبر شود
چندان که خون دل ز شفق بیشتر خورم
چون صبح روشنایی من بیشتر شود
برگ گلی که مایه آرام بلبل است
بر شبنم رمیده جناح سفر شود
بر فرق هر که سایه درین نشائافکنی
در پیش آفتاب قیامت سیر شود
صائب مرا ز می نتوان سیر چشم کرد
کز آب تلخ، تشنه لبی بیشتر شود