رفتی و خط و خال تو از دل نمیرود
این نقش دلنشین ز مقابل نمیرود
این شعر از عشق و دلبستگی عمیق سخن میگوید. شاعر بیان میکند که یاد و اثر معشوق هرگز از دل او نمیرود و با وجود تمامی مشکلات و سختیها، عشق او پایدار است. او به زیبایی، درد و رنج ناشی از جدایی را توصیف کرده و نشان میدهد که عشق واقعی، با وجود تلخیها، همچنان در دل باقی میماند. شاعر همچنین به دنبال راهی برای نجات دل از این دردهاست و تأکید میکند که در این مسیر، باید با عواطف و احساسات خود کنار بیاید. در نهایت، اشاره دارد به این که عشق حقیقی نیاز به صبر و پایداری دارد، حتی در مواجهه با دشواریها.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رفتی و خط و خال تو از دل نمیرود
این نقش دلنشین ز مقابل نمیرود
گرد کدورت از دل بیرحم گلرخان
بی بال و پر فشانی بسمل نمیرود
یک سو گذار شرم که بیروی گرم شمع
پروانه بیحجاب به محفل نمیرود
افسردگان چو سنگ نشانند خرج راه
پای به خواب رفته به منزل نمیرود
دل را به هم شکن که ازین بحر پرخطر
تا نشکند سفینه به ساحل نمیرود
تا غوطه در عرق نزند جبهه کریم
گرد خجالت از رخ سایل نمیرود
بیپیچ و تاب نیست غبارم چو گردباد
از مرگ خارخار تو از دل نمیرود
از پا شکستگان چراغ است تیرگی
زنگ کدورت از دل عاقل نمیرود
از دور باش وحشت مجنون دور گرد
صائب به طوف بادیه محمل نمیرود