هر جا حدیث خامه من بر زبان رود
بلبل چو بیضه در بغل آشیان رود
این شعر به تبیین مفاهیمی چون عشق، خودپرستی، و رهایی از قید و بندهای دنیوی میپردازد. شاعر به زیباییهای زندگی، شکوفایی در عشق و ضرورت خلوص نیت اشاره میکند. او بلبلی را معرفی میکند که در آغاز بهار زندگیاش تازه شکوفا میشود و در مقابل خزان قرار میگیرد. همچنین، از زنگار خودپرستی که مانع دیدن حقیقت میشود، یاد میکند و به اهمیت زندگی ساده و بیادعا اشاره دارد. شاعر با نگاهی انتقادی به عشق و زیباییها، به ما هشدار میدهد که نباید فریب ظواهر را بخوریم و باید به عمق معانی بپردازیم. در نهایت، اشارهای به وفا و صداقت در روابط انسانی میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر جا حدیث خامه من بر زبان رود
بلبل چو بیضه در بغل آشیان رود
مرغ ز دام جسته ز دل دانه می خورد
آدم دگر چرا به ریاض جنان رود
هر شاخ گل خدنگ به خون آب داده ای است
خونش به گردن است که در بوستان رود
خوش وقت بلبلی که در ایام نوبهار
از بیضه سر برآورد وپیش از خزان رود
زنگار خودپرستی از آیینه غرور
از خاکبوس درگه پیر مغان رود
نام ونشان حلال بر آن کس که در جهان
بی نام زندگی کند وبی نشان رود
بر عندلیب زمزمه عشق تهمت است
ورنه چرا شمیم گل از گلستان رود
ایمن مشو ز فتنه آن خال دلفریب
کاین دزد خیره در نظر پاسبان رود
صائب به درگه که ازین آستان رود
باجبهه ای که داغ وفا خانه زاد اوست