غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۳۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

کی دلبران زصحبت دل سیر می شوند

خوبان کجا ز آینه دلگیر می شوند

۲

در خانمان خرابی دل سعی می کنند

این غافلان که در پی تعمیر می شوند

۳

چون صبح زیر خیمه دلگیر آسمان

روشندلان به یک دو نفس پیر می شوند

۴

غیر از گرسنگی که نگردند سیر ازو

هر نعمتی که هست ازو سیر می شوند

۵

آنان که قد کنند دوتا پیش چون خودی

در خانه کمان هدف تیر می شوند

۶

بی جذبه آن کسان که درین ره قدم نهند

گر بر فلک روند زمین گیر می شوند

۷

جمعی که پا به صدق درین راه می نهند

در یک نفس چو صبح جهانگیر می شوند

۸

جمعی که از حسب به نسب می کنند صلح

قانع به استخوان ز طباشیر می شوند

۹

صائب ز زخم شیر مکافات غافلند

صید افکنان که در پی نخجیر می شوند

بازگشت به سروده‌های صائب