نازک لبان سخن به زبان تو می کنند
این غنچه ها نظر به دهان تو می کنند
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت شخصی خاص اشاره میکند که دلها را به خود جذب کرده و باعث شگفتی و عشق دیگران شده است. او با توصیفاتی زیبا درباره چهره و لبان آن شخص، تأثیر عمیق او بر عاشقان و دلباختگان را بیان میکند. در واقع، شاعر از قدرت جذابیت و عشق آن فرد سخن میگوید و اشاره میکند که حتی کسانی که نگران دنیا هستند، از زیبایی و محبت او بهرهمند میشوند. این شعر ترکیبی از احساسات عاشقانه و ستایش عمیق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نازک لبان سخن به زبان تو می کنند
این غنچه ها نظر به دهان تو می کنند
خورشید طلعتان صدف چشم پرگهر
از چهره ستاره فشان تو می کنند
شیرین لبان که شور به عالم فکنده اند
دریوزه نمک ز دهان تو می کنند
جمعی که دل به ملک سلیمان نداده اند
چون مور ریزه چینی خوان تو می کنند
چون یوسف آن کسان که به عزت بر آمدند
اظهار بندگی به زمان تو می کنند
آشفته خاطران که ز عالم گسسته اند
پیوند جان به موی میان تو می کنند
از لطف آشکار تو عشاق بی نصیب
دل خوش به التفات نهان تو می کنند
محراب خویش سبحه شماران آسمان
از ابروان همچو کمان تو می کنند
سرسبز آن گروه که بی ایستادگی
جان را فدای سرو روان تو می کنند
آنان که از سواد جهان دست شسته اند
دل خوش به داغ لاله ستان تو می کنند
صائب چه فتنه ای تو که چون زلف گلرخان
در گوش حلقه هازبیان تو می کنند