روزی که زخم کاهکشان را رفوکنند
بر روی چاک سینه ما در فروکنند
شاعر در این شعر به زخمها و دردهای عمیق انسانی اشاره میکند که به رغم تلاش برای ترمیم و بهبود، همچنان در دل باقی ماندهاند. او از افرادی سخن میگوید که به راحتی در زندگی دیگران دخالت میکنند، اما خود از دستاوردهای شخصیشان بهرهای نمیبرند. این شعر بر این نکته تأکید میکند که غم و اندوه، به مانند سیل به دل انسانها مینشیند و به سختی میتوان آن را زدود. همچنین، شاعر به اهمیت آب و زیبایی در زندگی اشاره دارد و بر درد ناشی از چشمپوشی و بیشرمی تأکید میکند. در نهایت، تصاویر نمادین در شعر نشاندهنده سختیها و زیباییهای زندگی هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روزی که زخم کاهکشان را رفوکنند
بر روی چاک سینه ما در فروکنند
آنان که آستین به دو عالم فشانده اند
بالین ز دست کوته خود چون سبو کنند
دردی کشان ز آینه خشت دیده اند
رازی که در حقیقت آن گفتگو کنند
از دل غبار غم به گریستن نمی رود
این خانه را به سیل مگر رفت ورو کنند
دایم به عزتند کسانی که چون گهر
از چشمه سار آب رخ خود وضو کنند
گوهر فروز عقده تبخال می شود
آبی که قطره قطره به حلق سبو کنند
آتش سزای دیده بی شرم ما نداد
ما را مگر به نامه ما روبرو کنند
صائب گهر به چشم صدف مردمک شود
در بحر اگر گلیم مرا شستشو کنند