غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۱۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

اول ثنای عشق فصیحان اداکنند

آری طعام را به نمک ابتدا کنند

۲

نقش مراد طرح به اقبال می دهند

جمعی که تکیه گاه خود از بوریا کنند

۳

ظاهر شود که خلق چه دارند در بساط

در کشوری که یوسف ما رابها کنند

۴

زخم دهان شکوه نمایان نمی شود

مردم به قدر حاجت اگر اکتفا کنند

۵

نتوان میان حسن ومحبت دویی فکند

از هم چگونه شیر وشکر را جدا کنند

۶

باشد به از ملایمت مردم خسیس

اهل کرم درشتی اگر با گدا کنند

۷

عالم حریف دشمنی ما نمی شود

ما را اگر به بیکسی ما رهاکنند

۸

صائب جماعتی که به معنی رسیده اند

تسخیر دل به یک سخن آشناکنند

بازگشت به سروده‌های صائب