از پختگی است گر نشد آواز ما بلند
کی از سپند سوخته گردد صدا بلند
این شعر به بررسی مفهوم بلندی صدا و اعتبار میپردازد. شاعر بیان میکند که آواز او زمانی بلند و شنیدنی میشود که از ناملایمات و مشکلات زندگی عبور کرده باشد. اشاره به این که تلاش و همت در زندگی موجب ارتقاء فردی است و بلندی صدا شایستگی و مقام فرد را نشان میدهد. در ادامه، شاعر به نادیده گرفتن مسائل و بیتوجهی دیگران نسبت به رنج و مشکلات اشاره میکند. همچنین او از درد دل و تنهایی خود صحبت میکند و به خیانت به آرزوها و امیدها اشاره مینماید. در نهایت، با اندکی امید و اشاره به عشق و دوستی، بیان میکند که صدا و آواز او در جایی که عشق و دوستی وجود دارد، بلندی و تأثير بیشتری خواهد داشت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از پختگی است گر نشد آواز ما بلند
کی از سپند سوخته گردد صدا بلند
از هر دوکون همت والای ما گذشت
تا گرد این خدنگ شود از کجا بلند
معراج اعتبار به قدر فتادگی است
از سایه است رتبه بال هما بلند
تختش بود چو کشتی نوح ایمن از خطر
شد پایه شهی که ز دست دعا بلند
همواره می شود به نظر باز کردنی
قصری که چون حباب شود از هوا بلند
رحمی به خاکساری ما هیچ کس نکرد
تا همچو گردباد نشد گرد ما بلند
رعناترست یک سر وگردن ز آفتاب
هر سر که شد ز سجده آن خاکپا بلند
سنگین نمی شود اینهمه خواب ستمگران
می شد گر از شکستن دلها صدابلند
درویش هم شکایت از ایام می کند
از خاک نرم اگر شود آواز پابلند
امیدها به عاقبت عمر داشتم
غافل که دست حرص شود از عصا بلند
از دود شد به دیده آتش جهان سیاه
اینش سزا که کرد سر ناسزا بلند
دلهای گرم سلسله جنبان گفتگوست
بی آتش از سپند نگردد صدا بلند
از جوهری نگین به نگین دان شود سوار
از آشنا شود سخن آشنا بلند
فریاد می کند سخنان بلندما
آوازه ما اگر نشود از حیا بلند
از بس رمیده است ز همصحبتان دلم
بیرون روم ز خود چو شد آواز پابلند
احسان بی سوال زبان بند خواهش است
از دست کوته است زبان گدا بلند
بلبل به زیر بال خموشی کشید سر
صائب به گلشنی که شد آواز ما بلند