غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۰۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

با عاشقان عداوت گردون چه می کند

چشم بدحجاب به جیحون چه می کند

۲

همواره ایمن است زسوهان حادثات

سیل گران رکاب به هامون چه می کند

۳

باری نبرده اند به این کهنه آسیا

عشاق فارغند که گردون چه می کند

۴

نتوان به خار بخیه زدن زخم لاله را

خواب اجل به دیده پر خون چه می کند

۵

منعم که می نهد زر وگوهر به روی هم

غیر از تلاش پله قارون چه می کند

۶

از دست خود لباس بود چند سرو را

بی حاصلی به مردم موزون چه می کند

۷

ما از نگاه دور دل از دست داده ایم

یارب سخن در آن لب میگون چه می کند

۸

عاشق ز جوش مغز خود آزار می کشد

غوغای وحش با سر مجنون چه می کند

۹

صائب اگر نه سفله نوازست ودون پرست

چندین سپهر تربیت دون چه می کند

بازگشت به سروده‌های صائب