با عاشقان عداوت گردون چه می کند
چشم بدحجاب به جیحون چه می کند
این شعر به بررسی احساسات عاشقانه و چالشهای زندگی میپردازد. شاعر به وضعیت عاشقان و عداوتهایی که زندگی برای آنها فراهم میکند، اشاره میکند و میپرسد که چگونه میتوان با بدیها و سختیهای زندگی مواجه شد. او به بیتوجهی دنیا به دردها و رنجهای عاشقان اشاره میکند و این نکته را مطرح میکند که تلاش انسان برای رسیدن به خوشبختی و موفقیت گاهی به نتیجه نمیرسد. از نظر شاعر، عشق و زیباییها میتوانند به آدمی درد و رنج بدهند و در نهایت،شناخت عمیقتری از انسان و عشق را به ما یادآوری میکنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
با عاشقان عداوت گردون چه می کند
چشم بدحجاب به جیحون چه می کند
همواره ایمن است زسوهان حادثات
سیل گران رکاب به هامون چه می کند
باری نبرده اند به این کهنه آسیا
عشاق فارغند که گردون چه می کند
نتوان به خار بخیه زدن زخم لاله را
خواب اجل به دیده پر خون چه می کند
منعم که می نهد زر وگوهر به روی هم
غیر از تلاش پله قارون چه می کند
از دست خود لباس بود چند سرو را
بی حاصلی به مردم موزون چه می کند
ما از نگاه دور دل از دست داده ایم
یارب سخن در آن لب میگون چه می کند
عاشق ز جوش مغز خود آزار می کشد
غوغای وحش با سر مجنون چه می کند
صائب اگر نه سفله نوازست ودون پرست
چندین سپهر تربیت دون چه می کند