هر غافلی که خنده به آواز میکند
چون کبک رهنمایی شهباز میکند
این متن شعری است که به زیبایی و معانی عمیق عشق و وصل اشاره میکند. شاعر به غفلت افراد از زیباییهای معشوق اشاره دارد و میگوید افرادی که به آواز و خوشی به دور از حقیقت میپردازند مانند کبکی هستند که نمیتوانند از زیباییهای واقعی آگاه شوند. همچنین شاعر بر این نکته تأکید دارد که سحر و جادو در چشمان معشوق نهفته است و هرکسی که عشق و غم خود را ابراز کند در برابر او به عظمت و جذابیتش خاضع میشود. در ادامه، به زخم زبانها و مشکلات زندگی هم اشاره میکند که میتواند موجب درد و رنج شود، اما عشق واقعی توانایی تبدیل این دردها به زیبایی را دارد. شاعری معانی عمیق انسانی و مذهبی را در این شعر بیان میکند و تأکید بر نزدیکی و دوری از خداوند نیز در آن مشهود است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر غافلی که خنده به آواز میکند
چون کبک رهنمایی شهباز میکند
از حسن بیمثال تو غافل فتاده است
آن سادهدل که آینهپرداز میکند
باطل شود اگرچه به اعجاز سحرها
در سحر چشم شوخ تو اعجاز میکند
افسانه گرانی خواب تو میشود
پیش تو هرکه درددل آغاز میکند
روشندلی ز زخم زبان میشود زیاد
بیهوده شمع سرکشی از گاز میکند
دارد کسی که فکر اقامت درین جهان
در رهگذار سیل کمر باز میکند
دست نوازش است مرادست رد خلق
چون ساز گوشمال مرا ساز میکند
در خون جلوه می گلرنگ میرود
هرکس که در کدو می شیراز میکند
افتاده است دور ز نزدیکی خدا
صائب کسی که ذکر به آواز میکند