تقدیر قطع رشته تدبیر می کند
تدبیر ساده لوح چه تقدیر می کند
در این شعر، شاعر به حضور تقدیر و نقش آن در زندگی انسانها اشاره میکند. او میگوید که تدبیر انسانها در برابر تقدیر ناتوان است. همچنین، او به عشق و تاثیر آن اشاره میکند و مینویسد که عشق، زنجیرهای عدالت را میشکند. سیر و میهمانی نیز در شعر مطرح شده و تاکید شده که زیباییهای عشق و وجود معشوق میتواند روح و دل را سیراب کند. در نهایت، شاعر به زیبایی خط و هنر در اصفهان و کشمیر اشاره میکند و از زیباییها و نعمتهای آنها یاد میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تقدیر قطع رشته تدبیر می کند
تدبیر ساده لوح چه تقدیر می کند
ای چرخ فکر گرسنه چشمان خاک کن
این یک دو قرص چشم که را سیر می کند
عشق از گرفت وگیر قیامت مسلم است
زنجیر عدل را که با زنجیر می کند
چون از وداع او نرود دست ودل ز کار
زور کمان مشایعت تیر می کند
یوسف نداشت نعمت دیدار اینقدر
حسن تو چشم آینه را سیر می کند
داد غرور حسن خط سبز می دهد
این مور نی به ناخن این شیر می کند
حاجت به باده نیست شب ماهتاب را
ساقی چه آب تلخ درین شیر می کند
صائب زخط سبز نکویان در اصفهان
سیر بهار خطه کشمیر می کند