پیمانه چاره سر پرشور می کند
آتش علاج خانه زنبور می کند
شعر به توصیف حالات روحی شاعر و احساسات عمیق او میپردازد. شاعر به تشنگی و دنبال وصالی میاندیشد که او را پریشان میکند. اشارههایی به مفاهیم عرفانی و حالات عاشقانه دارد، مانند بحث درباره حق و حقیقت، محبوب و تقدس. شاعر از درد و رنجی که ناشی از دوری از محبوب است سخن میگوید و به زیباییها و کمالات وجود محبوب اشاره میکند. در نهایت، با تصاویری از طبیعت و اشیاء مانند آینه و خاک نشابور، زیباییها و عمق معانی احساسات خود را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پیمانه چاره سر پرشور می کند
آتش علاج خانه زنبور می کند
محرومیم ز کعبه گناه دلیل نیست
حیرانی از وصال مرا دور می کند
می بایدش به منبر دار فنا نشست
اظهار حق کسی که چو منصور می کند
برق تجلی ونفس اهل دل یکی است
منصور دار را شجر طور می کند
از من متاب روی که زیر لب من است
آهی که صبح را شب دیجور می کند
آن ساده دل که سنگ ملامت به من زند
رطل گران تکلف مخمور می کند
هرگز نمی زند نمکی بر کباب من
طالع همین شراب مرا شور می کند
هرگز نبوده است ملاحت به این کمال
عکس تو آب آینه راشور می کند
صائب اگر به تاج شهان جا کند همان
فیروزه یاد خاک نشابور می کند