غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۸۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دل را سیاه آه غم آلود می کند

تاریک چشم روزنه را دود می کند

۲

از سوز عشق پاک می شود دل ز آرزو

آتش علاج خامی این عود می کند

۳

از روزن است خانه گل را اگر گشاد

دل را گشاده روزن مسدود می کند

۴

روی سیه بود چو نگین حاصل کریم

بهر بلند نامی اگر جود می کند

۵

در انتقام هند ایاز سیاه چشم

خاک سیه به کاسه محمود می کند

۶

از داغ تشنگی جگرم گرشود کباب

حاسد به چشم شور نمکسود می کند

۷

گر دیگران به دیدن روی تو خوشدلند

صائب دلی به یاد تو خشنودمی کند

بازگشت به سروده‌های صائب