غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۸۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

معشوق کی زاهل هوس یاد می کند

شکر کجا ز مور ومگس یاد می کند

۲

مرغی که شد زکاهلی از دست دانه خوار

در آشیان ز کنج قفس یاد می کند

۳

همت ز عاجزان طلبد ظلم وقت عزل

چون شعله شد ضعیف زخس یاد می کند

۴

پیچد به دست وپای چو زنجیر ناقه را

از بازماندگان چو جرس یاد می کند

۵

شاخ گلی که می کند از سایه سرکشی

صائب کی از اسیر قفس یاد می کند

بازگشت به سروده‌های صائب