آنجا که شوق دست حمایت بدر کند
شبنم در آفتاب قیامت سفر کند
این شعر به بررسی مفهوم عشق و دشواریهای آن میپردازد. شاعر به تضادهای موجود در زندگی و عشق اشاره میکند و میگوید که عشق راهی پیچیده و دشوار است که تنها افرادی قادر به پیمودن آن هستند که با چالشها و مشکلات دست و پنجه نرم کنند. همچنین، شاعر تجربههای bittersweet را توصیف میکند و نشان میدهد که گاهی یادآوریها میتوانند تلخ باشند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که سفر عشق درونی است و شخص باید ابتدا به خود و دل خود توجه کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آنجا که شوق دست حمایت بدر کند
شبنم در آفتاب قیامت سفر کند
قارون شود ز لخت دل وپاره جگر
بر هر زمین که قافله ما گذر کند
انجام تخم سوخته پامال گشتن است
آن دانه نیست دل که سر از خاک برکند
پیچیده تر زجوهر تیغ است راه عشق
خونش به گردن است که این راه سرکند
طوطی اگر به چاشنی حرف خود رسد
گردد دهانش تلخ چو یاد شکر کند
گشتیم چون صبا به سراپای لاله زار
داغ نیافتیم که دل را خبر کند
چون عاملی که دل ز در خانه جمع کرد
حاجی ستم به خلق خدا بیشتر کند
در منزل نخست دل خویش می خورد
چون راهرو به توشه مردم سفر کند
در خلوت دل است تماشای هر دو کون
صائب چگونه سر ز گریبان بدر کند