گلزار جوش حسن خداداد میزند
باغ از شکوفه موج پریزاد میزند
این شعر به توصیف زیباییهای طبیعت و عشق میپردازد. گلزارها و باغها پر از شکوفهاند و از هر گوشهٔ طبیعت، صدای عواطف و احساسات عاشقانه به گوش میرسد. عشق و غم در دل عاشق نقش بسته و او هرگز تسلی نمییابد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و طبیعت، عمق احساسات انسانی را به تصویر کشیده است. در نهایت، شاعر اشاره میکند که هر کسی که به او لبخند میزند، در واقع غم و تنهایی او را نمیبیند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گلزار جوش حسن خداداد میزند
باغ از شکوفه موج پریزاد میزند
خون لاله لاله میچکد از تیغ کوهسار
طاوس سر ز بیضه فولاد میزند
چون عندلیب هرکه قدم در چمن گذاشت
بیاختیار بر در فریاد میزند
هر لالهای که سر زند از کوه بیستون
ساغر به طاق ابروی فرهاد میزند
عاشق به هیچ وجه تسلی نمیشود
در وصل عندلیب همان داد میزند
صائب به روی خود در غم باز میکند
هرکس که خنده بر من ناشاد میزند