غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۴۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

جمعی که افسر از خرد خام کرده اند

از بحر اختصار به یک جام کرده اند

۲

در بند غم منال که مرغان دوربین

سیر چمن ز روزنه دام کرده اند

۳

مستان ز قید شنبه وآدینه فارغند

رو در پیاله پشت به ایام کرده اند

۴

در علم آشنایی آن چشم عاجزند

آنان که وحش را به فسون رام کرده اند

۵

صد بر گریز ناخن تدبیر دیده است

این غنچه گره که دلش نام کرده اند

۶

صائب ز آگهی است که دریاکشان عشق

عادت به خامشی چو لب جام کرده اند

بازگشت به سروده‌های صائب