عیش جهان به رند می آشام داده اند
خط مسلمی به لب جام داده اند
شعر به توصیف زندگی و لذتهای آن از دیدگاه رند و آزادگان میپردازد. شاعر میگوید که زندگی زیباییهایی دارد و رندان با نوشیدن از جام زندگی، به خوشیها دست مییابند. او به گمنامی کسانی که در پشت صحنه به خوبیها میپردازند اشاره میکند و از تلخیهایی که برخی به خود میپذیرند یاد میکند. شاعر به جستجوی رزق و راحتی خاطر اشاره دارد و همچنین از عشق و زیباییهای آن سخن میگوید. در انتها، به دنیای غیر واقعی و دور از حساب و کتاب برخی افراد اشاره دارد که به آخرت و کارهای معنوی توجهی ندارند. در کل، شعر تلاشی است برای درک عمیقتر زندگی و لذت بردن از لحظات آن.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عیش جهان به رند می آشام داده اند
خط مسلمی به لب جام داده اند
از بر گریز حادثه ریزند گل به جیب
آزادگان که ترک سرانجام داده اند
آسودگی ز خاطر نام آوران مجو
کاین منزلت به مردم گمنام داده اند
جمعی که حلقه بر در ابرام می زنند
با خود قرار تلخی دشنام داده اند
از جستجوی رزق چه آسوده خاطرست
آن را که دانه از گره دام داده اند
مالیده اند بر لب خود خاک عاشقان
از دور بوسه گر به لب بام داده اند
ترسم ز بوسه لب ساقی کنند کم
بوسی که میکشان به لب جام داده اند
هرگز نصیب بوسه ربایان نگشته است
ما را حلاوتی که ز پیغام داده اند
عذرم بجاست پخته اگر دیر می شوم
شیر مرا ز صبح ازل خام داده اند
نقصان نکرده است کسی از ملایمت
قند از زبان چرب به بادام داده اند
تیغ فسان کشیده میدان جراتند
آنها که تن به سختی ایام داده اند
از خود گسستگان ز جان دست شسته را
در راه سیل لنگر آرام داده اند
جمعی که دیده اند سرانجام بیخودی
نقد حیات خویش به یک جام داده اند
پر سر کشی مکن که ز آغوش فاخته است
هر سرو را که در چمن اندام داده اند
از شوق کعبه چشم تو کرده اند اگر سفید
منشین ز پا که جامه احرام داده اند
صائب چه فارغند ز اندیشه حساب
جمعی که کار آخرت انجام داده اند