مردان ز جان خویش نه آسان گذشته اند
خون خورده اند تا ز سر جان گذشته اند
این شعر به تلاشی عمیق در عشق و فداکاری اشاره دارد. شاعر بر این نکته تأکید میکند که مردان برای عشق، جان و زندگی خود را به راحتی فدای میکنند. آنها برای رسیدن به محبوب خود از مشکلات و سختیها گذشتهاند. همچنین، اشاره به روز بازخواست و عواقب آن دارد، که نشان میدهد افرادی که از موانع عبور کردهاند، چه آرامش بیشتری خواهند داشت. در نهایت، شاعر با مثال آوردن از پروانه و طوطیانی که از شیرینیها گذشتهاند، به زیبایی و عمق عشق و آگاهی در زندگی اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مردان ز جان خویش نه آسان گذشته اند
خون خورده اند تا ز سر جان گذشته اند
گردیده است آب دل رهروان عشق
تا از پل شکسته امکان گذشته اند
فردای باز خواست چه آسوده خاطرند
امروز آن کسان که ز سامان گذشته اند
از صدر تا رسند بزرگان به آستان
از عالم آستانه نشینان گذشته اند
پروانه حلاوت افکار صائبند
آن طوطیان که از شکرستان گذشته اند