آنان که دل به معنی بیگانه بسته اند
بر روی آفتاب در خانه بسته اند
این شعر به بیان افرادی میپردازد که به معنای حقیقی و عشق و حقیقت پشت کردهاند و به ظواهر و درهای بسته دل بستهاند. شاعر به نقد این افراد میپردازد و میگوید که چگونه به خاطر ترس و عدم شجاعت، خود را از زیبایی و حقیقت دور کردهاند. او عشق را نیازی به دلیری و شجاعت میداند و یادآور میشود که افرادی که در پی حقیقت نیستند، در نهایت در میانسال زندگی خود با ناامیدی مواجه خواهند شد. او همچنین به دوگانگی کفر و دین اشاره میکند و نشان میدهد که برای رسیدن به مقصد واقعی، باید از تعصبات و محدودیتها گذر کرد. در نهایت، شاعر به انسانی که در پی حقیقت است، پیشنهاد میکند که از عقل خود فراتر رود و با دل باز به زندگی نزدیک شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آنان که دل به معنی بیگانه بسته اند
بر روی آفتاب در خانه بسته اند
آنها که دیده از رخ جانانه بسته اند
بر آفتاب روزن کاشانه بسته اند
عاشق چرا دلیر نباشد به سوختن
کز شمع نخل ماتم پروانه بسته اند
بر روی خویشتن در حاجت گشوده اند
بر سایل آن کسان که در خانه بسته اند
بگذر ز کفر ودین که به مقصد رسیدگان
اول نظرزکعبه وبتخانه بسته اند
لعن یزید تلخی حرمت زمی برد
بر روی ما عبث در میخانه بسته اند
فردا جواب ساقی کوثر چه می دهند
آنها که آب بر لب پیمانه بسته اند
صائب حضور اگر طلبی ترک عقل کن
کاین در به روی مردم فرزانه بسته اند