غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۲۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نه آسمان سبو کش میخانه تواند

در حلقه تصرف پیمانه تواند

۲

چندان که چشم کار کند در سواد خاک

مردم خراب نرگس مستانه تواند

۳

گردنکشان شیشه وافتادگان جام

در زیر دست ساقی میخانه تواند

۴

نه آسمان ز طاق بلند تو شیشه ای است

این خاک طینتان همه پیمانه تواند

۵

آن خسروان که روز بزرگی کنند خرج

چون شب شود گدای در خانه تواند

۶

جمعی کز آشنایی عالم بریده اند

در جستجوی معنی بیگانه تواند

۷

ما خود چه ذره ایم که خورشید طلعتان

با روی آتشین همه پروانه تواند

۸

آزادگان که سر به فلک در نیاورند

در آرزوی دام تو ودانه تواند

۹

صائب بگو که پرده شناسان روزگار

از دل تمام گوش به افسانه تواند

بازگشت به سروده‌های صائب