غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۲۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از همت بلند اثر در جهان نماند

یک سرو در سراسر این بوستان نماند

۲

روشندلان چو برق گذشتند از جهان

خاکستری بجای ازین کاروان نماند

۳

در بسته مانددیده یعقوب انتظار

از قاصدان مصر مروت نشان نماند

۴

مرغان نغمه سنج جلای وطن شدند

جز بیضه شکسته درین آشیان نماند

۵

از چشم سرمه دار دوات آب شد روان

شیرین زبانی قلم نکته دان نماند

۶

در گلشن همیشه بهار بهشت جود

برگی ز باد دستی فصل خزان نماند

۷

صائب زبان خامه به کام دوات کش

امروز چون سخن طلبی در میان نماند

بازگشت به سروده‌های صائب