تا آفتاب رایت گل آشکار شد
از توبه شکسته جهان لاله زار شد
این شعر به بیان تحولات مثبت و زیباییهای دنیا پس از ظهور خورشید و نور امید میپردازد. با روشن شدن آفتاب، دنیای گلها و لالهها شکوفا میشود و موجودات از جهل و خامی رهایی مییابند. عقل و دانش از خواب بیدار شده و انسانها با صدق و صداقت به درک و معرفت دست مییابند. شاعر به دوستی و همکاری در جامعه تأکید میکند و از تلاش برای تحقق زیبایی و امید در زندگی سخن میگوید. به طور کلی، این شعر تجلی شگفتیهای طبیعت و تحول انسانی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا آفتاب رایت گل آشکار شد
از توبه شکسته جهان لاله زار شد
مغزی که بود مستند فرمانروای عقل
پامال ترکتاز نسیم بهار شد
رنگی که از شکستگی آن رو فتاده بود
از پرتو سهیل قدح لاله زار شد
بر سرکشان به خلق توان دست یافتن
بوی گل پیاده به صرصر سوار شد
افتادگی گزین که به این کرسی بلند
شبنم قدم گذاشت به خورشید یار شد
بر شاخ سرو تکیه چو قمری چرا کنم
نتوان به دوش مردم آزاده بار شد
هر کس به صدق در قدم خم گذاشت سر
در عرض یک دو هفته فلاطون شعار شد
صائب به کاوش مژده امیدوار باش
زین ره عقیق کرد سفر نامدار شد