غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۹۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تا آفتاب رایت گل آشکار شد

از توبه شکسته جهان لاله زار شد

۲

مغزی که بود مستند فرمانروای عقل

پامال ترکتاز نسیم بهار شد

۳

رنگی که از شکستگی آن رو فتاده بود

از پرتو سهیل قدح لاله زار شد

۴

بر سرکشان به خلق توان دست یافتن

بوی گل پیاده به صرصر سوار شد

۵

افتادگی گزین که به این کرسی بلند

شبنم قدم گذاشت به خورشید یار شد

۶

بر شاخ سرو تکیه چو قمری چرا کنم

نتوان به دوش مردم آزاده بار شد

۷

هر کس به صدق در قدم خم گذاشت سر

در عرض یک دو هفته فلاطون شعار شد

۸

صائب به کاوش مژده امیدوار باش

زین ره عقیق کرد سفر نامدار شد

بازگشت به سروده‌های صائب