غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۵۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

زان قامت بلند نظر باز نگذرد

زین سرو هیچ مرغ به پرواز نگذرد

۲

هنگامه سخن به سخن گرم می شود

صاحب سخن ز چشم سخنسار نگذرد

۳

اشک از غبار خاطر من ره برون نبرد

زین گرد سیل خانه برانداز نگذرد

۴

از سیر لاله زار زند نعل واژگون

برخاک کشتگان اگر از ناز نگذرد

۵

در سینه من است ازان کبک خوشخرام

کوهی کز آن عقاب به پرواز نگذرد

۶

صائب ز عجز نیست ز راه مروت است

فریاد من اگر ز هم آواز نگذرد

بازگشت به سروده‌های صائب