غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۵۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

پروانه‌ای که گرد تو یک بار می‌پرد

از شاخسار شعله شرروار می‌پرد

۲

ژولیده موی باش که سر می‌دهد به باد

هر کس به بال طره دستار می‌پرد

۳

امروز نوبت جگر تشنه زخم کیست

کز شوق بوسه‌اش لب سوفار می‌پرد

۴

تا در بغل کشد کمر نازک تو را

از شوق چشم، حلقه زنار می‌پرد

۵

کم‌ظرف تشنه حرکت‌های ناقص است

چشم حباب از پی رفتار می‌پرد

۶

بال تپش اگر دل پرخون بهم زند

رنگ بهانه جوی ز رخسار می‌پرد

۷

از دستبرد سنگ حوادث چه غافل است

مرغی که شاخ شاخ به گلزار می‌پرد

۸

برقطره‌ای ندوخته‌ام چشم چون حباب

موج دلم به ساغر سرشار می‌پرد

۹

حسن غیور را ز نگهبان گریز نیست

چشم گل از پی مژه خار می‌پرد

۱۰

صائب! شراب شوق چنین گر اثر کند

مهر خموشی از لب اظهار می‌پرد

بازگشت به سروده‌های صائب