اگر چو رشته تن خود به پیچ وتاب دهید
ز چشمه سار گهر زود دیده آب دهید
در این شعر، شاعر به عشق و احساسات عمیق خود اشاره میکند. او از زیباییهای طبیعت و عشق یار میگوید و خواستار نوشیدنی و مستی است که از معشوق میخواهد. در عین حال، او به ویرانی دل و نیاز به محبت و آرامش اشاره دارد. شاعر به حسرت و دردی که از دوری یار میکشد پرداخته و از او درخواست میکند که بر او رحم کند و به باور و امید او جامهای تازه بخشد. این شعر به زیبایی، تردیدها و آرزوهای عاشقانه انسان را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اگر چو رشته تن خود به پیچ وتاب دهید
ز چشمه سار گهر زود دیده آب دهید
مرا پیاله دیگر نمی دهد مستی
به من ز ناف غزالان شراب ناب دهید
عجب که روی عرق ریز یار بگذارد
که همچو سبزه خوابیده تن به خواب دهید
کمند گوهر مقصود رشته اشک است
چو برگ گل دل صد پاره را به آب دهید
عمارت دل ویران ثوابها دارد
پیاله ای به من خانمان خراب دهید
به ترک سر چو توان شد ز درد سر آزاد
چه لازم است که دردسر گلاب دهید
ستاره عرق روی یار در گذرست
ازین چکیده خورشید دیده آب دهید