غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۳۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

حذر ز فتنه آن چشم نیم باز کنید

زمیزبان سیه کاسه احتراز کنید

۲

اگر چو غنچه درین بوستان ز اهل دلید

گره ز جبهه خود بی نسیم باز کنید

۳

به ناز عالم پرکار بر نمی آیید

ز هر چه هست دل خویش بی نیاز کنید

۴

محیط عشق حقیقی در انتظار شماست

گذر چو سیل بهار از پل مجاز کنید

۵

ز بحر آینه سیل صیقلی گردد

معاشرت به حریفان پاکباز کنید

۶

اگر چه تیغ شهادت بلند پروازست

ز روی عجز شما گردنی دراز کنید

۷

زمین نرم بود پرده دار دام فریب

ز مکر دشمن هموار احتراز کنید

۸

اگر ز کوتهی روز عمر درتابید

به آه نیمشب این رشته را دراز کنید

۹

قبای صورتی آب وگل نمازی نیست

ازین لباس برآیید چون نماز کنید

۱۰

ز هرچه هست بپوشید چشم چون صائب

به روی خود در توفیق را فراز کنید

بازگشت به سروده‌های صائب