غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۲۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شکسته‌حالی من پیش یار باید دید

خزانِ رنگ مرا در بهار باید دید

۲

اگر چه چون دل شب فیض من نمایان نیست

مرا به دیدهٔ شب‌زنده‌دار باید دید

۳

مقام عرض تجمل میان دریا نیست

چو موج جوهرِ من در کنار باید دید

۴

اگر چه در خَمُشی نیز جوهرم گویاست

مرا چو تیغ دَمِ کارزار باید دید

۵

خراب‌حالی این قصرهای محکم را

ز روزنِ نظرِ اعتبار باید دید

۶

مرا ز روز قیامت غمی که هست این است

که روی مردم عالم دوبار باید دید!

۷

کجاست فرصتِ گرداندنِ ورق صائب

بهروی کار هم از پشتِ کار باید دید

بازگشت به سروده‌های صائب