دل گرفته کی از لاله زار بگشاید
ز دستهای نگارین چه کار بگشاید
این شعر احساسات عمیق و غمگینی را بیان میکند. شاعر از دلتنگی و دردهای ناشی از جدایی و فراق سخن میگوید و به زیباییهای طبیعت و عشق اشاره میکند. او به زندگی و سرنوشت اشاره دارد و بیان میکند که زیباییهای دنیا و فرصتهای زندگی به سرعت میگذرد و انسانها باید از آن بهرهبرداری کنند. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که ارزش و اعتبار واقعی امور در همین دنیا و در نگاه انسانها نهفته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل گرفته کی از لاله زار بگشاید
ز دستهای نگارین چه کار بگشاید
فغان که شاهد گل را بهار کم فرصت
امان نداد که از پانگار بگشاید
دل پر آبله من به خاک وخون غلطد
گره ز آبله هر که خار بگشاید
جهان فروزی ماه وستاره چندان است
که مهر پرده صبح از عذار بگشاید
چنین که دایره راتنگ کرده است سپهر
عجب که غنچه ز باد بهار بگشاید
به هیچ چیز جهان دل نمی نهد صائب
اگر کسی نظر اعتبار بگشاید