غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۱۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

زبان شکوه به خشم زمانه افزاید

که خس به آتش سوزان زبانه افزاید

۲

مکن ز چرخ شکایت که توسن بد رگ

لگد به کجروی از تازیانه افزاید

۳

چنین که حرص فلک می افزاید از پیری

به رزق ما چه امیدست دانه افزاید

۴

رسیده است ترا خواب بیخودی جایی

که آگهی ز شراب شبانه افزاید

۵

کند پیاله خون خوردن تو چرخ وسیع

به قدر آنچه ترا باغ وخانه افزاید

۶

اگر ز خواب شکایت به روزگار برم

به رغم من به فسون وفسانه افزاید

۷

ز شکر شکوه مزن پیش چرخ دم صائب

که آن بهانه طلب بر بهانه افزاید

بازگشت به سروده‌های صائب