اسیر بند قضا رو گشاده می باید
به تیغ گردن تسلیم داده می باید
این شعر به فقر و نیاز انسانی اشاره میکند و بر اهمیت آزادگی، سخاوت و توازن در زندگی تأکید دارد. شاعر به ما یادآوری میکند که باید از بندهای سرنوشت رهایی یافت و در برابر مشکلات تسلیم نشد. او بر اهمیت عزت نفس و توجه به نیازمندان تأکید دارد و میگوید که نباید به دیگران تنگنظرانه نگاه کرد. همچنین، زبان و اندیشه را از قید و بندها آزاد کرد و در کنار این، راه کمال و درک عمیق از زندگی را جستجو کرد. شاعر در نهایت میگوید که برای دستیابی به آرامش و آسایش در زندگی، باید از خودخواهی و حرص دوری کرد و به سمت بخشندگی و زندگی واقعی پیش رفت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اسیر بند قضا رو گشاده می باید
به تیغ گردن تسلیم داده می باید
ز پاس عزت روشندلان مشو غافل
که سرو بر لب آب ایستاده می باید
مگیر تنگ به مردم که اهل دولت را
دل گشاده ودست گشاده می باید
عنان نفس ز کف دادن از بصیرت نیست
سگ درنده اسیر قلاده می باید
به قدر آنچه بود برگ نخل بیش از بار
زبان شکر ز نعمت زیاده می باید
کمند جاذبه از شش جهت عنان تاب است
به راه کعبه مقصد چه جاده می باید
سؤال را گره جبهه قفل لب گردد
در سرای کریمان گشاده می باید
ترا چو مور ازان حرص دربدر دارد
که لقمه از دهن خود زیاده می باید
مدار دست ز دامان جام می صائب
اگر ترا دل ودست گشاده می باید
به بحر صائب اگر آشنایی ات هوس است
نخست شستن دست از اراده می باید