مدام چشم تو مست شراب می باید
همیشه خانه ظالم خراب می باید
این شعر به توصیف احساسات عمیق و تمایلات انسانی میپردازد. شاعر به نمادهایی چون شراب، خرابی، ظلمت و نور اشاره میکند و از این طریق به جستجوی شادی و روشنی در دلهای داغدار و خسته میپردازد. او تأکید میکند که برای رسیدن به این روشنی و آرامش، باید از شرایط سخت و غمانگیز گذشت و به عمق دل و احساسات خود توجه کرد. همچنین، او توصیه میکند که از ظواهر دنیوی و رنگهای ظاهری دور شویم و به جستجوی ارزشهای واقعی و عمیق بپردازیم. این شعر به نوعی دعوت به بیداری و خودآگاهی در میان دردها و مشکلات زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مدام چشم تو مست شراب می باید
همیشه خانه ظالم خراب می باید
ازین قلمرو ظلمت گذشتن آسان نیست
دلی به روشنی آفتاب می باید
به خون خویش دل داغدار من تشنه است
کباب سوخته را این شراب می باید
کدام گنج گهر نیست در خرابه دل
درین خرابه همین ماهتاب می باید
لباس عاریتی دور کن که دریا را
کمر ز موج وکلاه از حباب می باید
علاج مرده دلان جسم را گداختن است
زمین سوخته را این سحاب می باید
کم است مستی غفلت ترا که چون طفلان
فسانه ای دگراز بهر خواب می باید
به شیشه نقل کنی تا ازین سفالین خم
هزار جوش ترا چون شراب می باید
ز تازیانه موج است آب زیروزبر
زبان خموش به بزم شراب می باید
چو زلف تا بهم آری دو مصرع موزون
هزار حلقه ترا پیچ وتاب می باید
گدایی در دل می کنی اگر صائب
دل شکسته وچشم پر آب می باید