غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۰۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ز سینه ام نفس خوش برون نمی آید

نسیم خلد ز آتش برون نمی آید

۲

چه دیده است خدنگت ز سینه گرمم

که از قلمرو ترکش برون نمی آید

۳

ز خوی سرکش خوبان ملایمت مطلب

که نخل موم ز آتش برون نمی آید

۴

در انتهای محبت خموش شد صائب

همیشه دود ز آتش برون نمی آید

بازگشت به سروده‌های صائب