دل فسرده ز داغ آتشین عذار شود
که سنگ دیده ور از خرده شرارشود
این شعر به بیان احساسی عمیق و تأثیرات ناگوار عشق و دلشکستگی میپردازد. شاعر به توصیف دل افسرده و ناراحتی ناشی از عشق میپردازد و نشان میدهد که حتی دلهای سنگی هم از شدت غم و آتش عشق شکسته میشوند. او به اهمیت داشتن دل شکسته اشاره میکند و میگوید که دل شکسته به اندازۀ هزار دل میتواند تأثیرگذار باشد. شاعر همچنین به زیبایی و درخشش عشق اشاره میکند و میگوید که با وجود موانع و مشکلات، عشق میتواند مانند جواهر در دل سنگهای سخت بدرخشد. او به این نکته اشاره دارد که در مشکلات و فتنهها، ممکن است دشمنان نیز قویتر شوند، همانطور که مورچگان در کنار هم میتوانند به مارها تبدیل شوند. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که علم و آگاهی به آسانی به دست نمیآید و تنها عدهای اندک میتوانند به درستی بر سخنان تسلط یابند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل فسرده ز داغ آتشین عذار شود
که سنگ دیده ور از خرده شرارشود
اگر ز اهل دلی با شکستگی خوش باش
که دل شکسته چو گردد یکی هزار شود
چه غم ز سختی ایام پاک گوهر را
که لعل در جگر سنگ آبدار شود
به جای گرد قیامت ز خاک برخیزد
به این روش اگر آن فتنه جو سوار شود
فروغ روی تو از صد نقاب می گردد
مگر عذار ترا شرم پرده شود
ز اتفاق شود دشمن ضعیف قوی
که مور در نظر از اجتماع مار شود
نمی توان به سخن زود شد علم صائب
که از هزار یکی بر سخن سوار شود